سینمای ایران
بهروز وثوقی:

سال‌های آخر حضورم در ایران، تهیه‌کننده‌ها برای انتخاب عوامل اختیار تام به من می‌دادند/ لحظه‌ای نیست که به ایران فکر نکنم

مجله «چلچراغ» در تازه‌ترین شماره خود به سراغ بهروز وثوقی رفته و گفتگوی مفصلی را با این بازیگر به نام ایرانی انجام داده است. او که بعد از مدت‌ها، با رسانه‌ ای ایرانی مصاحبه کرده، در مورد دلیل محبوبیت خود در میان مردم ایران توضیح می‌دهد و می‌گوید: «من وقتی آمدم آمریکا، اینجا خیلی پیشنهاد شد که کارهای مختلفی انجام بدهم. یک مقدار هم اولش انجام دادم، بعد دیدم نه، این‌ها آن چیزی نیست که چیزی به من اضافه کند. بهتر است تا کم نکرده از من، ولش کنم. به همین دلیل ول کردم و نکردم. این «نکردن هر کاری» باعث شد مردم همین‌طور منتظر باشند و ببینند که من چه‌کار مهمی را ممکن است انجام دهم. آن فیلم‌ها را چندین و چند بار نگاه کردند. این باعث شد این محبوبیت را آن‌ها حفظ کنند برای من. همین.»

وثوقی در بخشی از این مصاحبه در مورد وضعیت کاری سال‌های آخرِ فعالیتش در ایران و اعتماد سرمایه گذارها نسبت به او، گفت: «من آن پنج، شش سال آخر بودنم در ایران آن‌قدر قدرت داشتم که داستان را انتخاب بکنم، کارگردان را انتخاب بکنم و آدم‌های دیگر را.سعی می‌کردم انتخاب درستی بکنم… تهیه‌کننده که به‌هرحال سرمایه‌گذار بود، اختیار تام به من می‌داد، چون می‌دانست من درنهایت به نفع او کار خواهم کرد. اختیار تام می‌داد در مورد انتخاب کارگردان، انتخاب هنرپیشه، انتخاب فیلم‌بردار و سایر گروه‌ها.»

او در ادامه عنوان کرد: «من دو کارگردان را به معنای واقعی کلمه، کارگردان می‌شناسم و دوست دارم؛ یکی جلال مقدم بود که با هم فیلم «پنجره» و «فرار از تله» را ساختیم و یکی هم آقای ناصر تقوایی که با هم فیلم «نفرین» را ساختیم.»

وثوقی در مورد دلیل عدم توجه به مقوله قهرمان‌سازی در سینمای ایران خصوصا در سال های اخیر، گفت: «یک مقدار مقصر، وزارت ارشاد است. جلو بعضی کارها را می‌گیرد و نمی‌گذارد، اصلا مثل‌اینکه دوست ندارند قهرمان سازی بکنند.
خیلی فیلم‌ها را مجوز ساخت می‌دهند، ولی مجوز نمایش نمی‌دهند. اگر آن فیلم مجوز داشته برای ساختن، دیگر مجوز برای نمایش چه چیزی است؟ البته زمان ما هم سانسور بود. خوشبختانه مسئله ما فرق می‌کرد. به دلیل اینکه وقتی شما یک سانسور را می‌فرستادی به وزارت فرهنگ و هنر، گروهی آن را می‌خواندند، آدم‌هایی بودند که باید نظر می‌دادند. بعد هر صفحه آن‌ یک مهر زده می‌شد، یعنی شما نمی‌توانستی دیگر یک صفحه اضافه کنی، یا یک صحنه را کم کنی از آن…»

بازیگر فیلم «قیصر» در ادامه افزود: «الان مجوز می‌دهند برای ساختن، ولی برای نمایش مجوز ندارد. فیلم سال‌ها می‌خوابد و معلوم نیست سرانجامش چه شود. آن تازگی‌اش هم از بین می‌رود. به همین دلیل بعداز این که مدت‌ها می‌گذرد، یک مقدار زیادی هم باز سانسور می‌شود، یا یک مقداری فیلم‌برداری می‌کنند و می‌گذارند. دیگر آن فیلم، فیلم نیست که.»

او اما یکی از رویاهای خود را حضور در ایران و میان هموطنانش می‌داند و می‌گوید: «شاید باور نکنید که من یک ثانیه غفلتی ندارم از ایران، یعنی لحظه‌ای نیست که به ایران فکر نکنم. همه صداها در گوشم است، همه صداهای ایران در گوشم است، همیشه هست. نمی‌توانم بگویم که چه احساس غمگینی‌ای به من دست می‌دهد و اذیتم می‌کند… ولی خب، به‌هرحال سرنوشت آدم است دیگر.»
فیلم‌نیوز

دیدگاهتان را بنویسید